مرتضى مطهرى
524
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نمىگويد كجا برو كجا نرو . اتومبيل نه به شما مىگويد برو براى دستگيرى از زلزلهزدگان فلان منطقه ، و نه به شما مىگويد برو براى ستم و ظلم و دزدى . ابزارها بىطرف هستند . حرف آنها هم همين است كه پس اساس اين است كه ماهيت انسان بايد درست بشود تا ابزار برايش مفيد باشد و اين حرفى است كه مولوى در شش - هفت قرن پيش گفته است . مىگويد : هركه او بىسر بجنبد دم بود * جنبشش چون جنبش كژدم بود علم و مال و منصب و جاه و قران * فتنه آرد در كف بد گوهران تيغ دادن در كف زنگى مست * به كه افتد علم ، ناكس را به دست پس بحث بر سر ماهيت انسان است . بعضى آمدهاند سادهانديشى كرده و گفتهاند اساساً آنچه سبب شده كه انسان هدفهاى ضد انسانى انتخاب كند و از صنعت بر ضد انسانها استفاده كند فقط يك چيز است و آن طبقاتى بودن ساختمان اجتماع است . تضاد طبقاتى را از بين ببريد ، همهء اينها از بين مىرود . اين را ما در جلسهء ديگر خدمتتان عرض خواهيم كرد كه از بين رفتن تضادهاى طبقاتى يك شرط لازم براى سعادت و تكامل انسان هست ولى بر خلاف آن فرضيهاى كه شما در اينجا نوشتهايد شرط كافى نيست . و لهذا ما اگر بخواهيم نظر اسلام را در مورد جامعهء ايدهآل بدانيم ، از زاويهء اين ديد كه مىگويد در دولت مهدى عليه السلام چنين و چنان مىشود ، مىفهميم كه نظر اسلام دربارهء تكامل انسان نه معنايش اين است كه صبر كنيد تكامل رخ مىدهد . در كتاب قيام و انقلاب مهدى عليه السلام مخصوصاً اين موضوع را يادآورى كردهام و اصلًا روح اين كتاب اين است كه تكامل ، تدريجى است و بايد به آن رسيد . مسئلهء بهرهكشى انسان از انسان از جنبهء اقتصادى و از بين رفتن اين بهرهكشىها يكى از شرايط است ، يك پايه از اركان تكامل است ولى براى تكامل كافى نيست . دليلش اين است كه در جامعههايى هم كه طبقات از ميان رفته است هنوز انسان به ماهيت انسانى خودش نرسيده است . آيا اين كشتارهاى دستهجمعى كه در جامعههاى به اصطلاح بىطبقه صورت مىگيرد نشاندهندهء اين واقعيت نيست ؟ آنجا كه طبقات نيست ، پس چرا ؟ سولژنيتسين معروف در كتابى كه به نام مجمعالجزاير گولاك نوشته است مدعى است كه از انقلاب اكتبر تاكنون در حدود صد ميليون نفر به عنوان تصفيه در شوروى كشته